تبلیغات
شعروزندگی - سلام//اینجا چه خبره /بریم سراغ علی

یادمان باشد اگر داس به دستی دیدیم یاس را جایگزینش بکنیم


نویسنده :موسی
تاریخ:دوشنبه 8 آبان 1385-09:10 ق.ظ

سلام//اینجا چه خبره /بریم سراغ علی

داشتم فکر می کردم ما اگر کشور فقیری

بودیم و علی (ع) پیشوای ما بود الان

 چه وضعی داشتیم؟

******************************

در قحط سال گریه شبها و چاه

در خشکسال خاموش ربذه نشینها

اینسوی پینهء دستان نخل کار

جنب یک پمپ بنزین شلوغ

در پایتخت خدایی خدامحوران کامجوی

لحاف های کاغذی!!

روزنامه های لوله شده متکا!!

بدون ذره ای خواندن

اشمئزاز ادرار و خاک

ترکیب نقره ای ماه با قرص نان

رویاییست

 دست نیافتنی

قرص ماه یا نان ؟

         

                       موسی کلیم

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شعر نو 

feet complaints
یکشنبه 26 شهریور 1396 07:08 ب.ظ
Pretty great post. I simply stumbled upon your weblog and wished to mention that I've really loved browsing your blog posts.
In any case I'll be subscribing on your rss feed and I hope you write once more soon!
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 09:31 ب.ظ
Hi outstanding website! Does running a blog similar to this require a great deal of work?
I have absolutely no knowledge of coding however I was hoping to start my
own blog in the near future. Anyway, should you have any suggestions or
techniques for new blog owners please share. I know this is off topic however I just had to ask.
Thank you!
ابهام
جمعه 26 آبان 1385 12:11 ب.ظ
سلام استاد كلیم عزیز. از قدیم گفتن دل به دل راه داره موسی جان. منم خیلی به فكر شما هستم. طبع شعر شما كم نظیره. واقعا زیبا و دلچسب بود. خوشحال شدم سراغی از حقیر گرفتین. انشا الله كه بتونم بیشتر از این شما را زیارت كنم.
دلخون
یکشنبه 14 آبان 1385 11:11 ق.ظ
سلام استاد گرامی جناب كلیم
زیباست مثل همیشه.....شاد باشی
با دلنوشته ای به نام پر پرواز آپ شده ام تشریف بیا وبا نظر حكیمانه خویش رهنمای بهتر شدن دلخون باش
ممنونم
پورمحمد
جمعه 12 آبان 1385 08:11 ق.ظ
http://www.pourmohammad.blogfa.com
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها درگریبان است...

راستی خواندمتان جالب بود به یاد اشعار كارو افتادم ولحظه ای به كافه ای فكر كردم كه روزی كارو وجلال وهدایت وفروغ و بیژن جلالی و... می نشستند دورهم وبه وضع تهران وتهرانی وایران وایرانی می اندیشیدند می گفتند ومی شنیدند ولی حال؟؟؟

صمد را بنگری معلمی ساده وسن كم چقدر بزرگ بود كه آن همه آفرید واگر می ماند؟ حال چی وكی ؟؟؟

نمی دانم ومی دانم شاید می خواهم خودرا به نادانی بزنم ! كسی چه می داند..
لیلی
جمعه 12 آبان 1385 03:11 ق.ظ
اقای كلیم شما علاوه بر اینكه شا عر توانمند وطن هستید وطن پرست مورد احترام همگان نیز میباشید
صدف
سه شنبه 9 آبان 1385 10:10 ق.ظ
سلام دوست عزیز
پست قبلیتونم نظر گذاشتم اما دیدم طبق معمول ثبت نشده
به هر حال

كاش كشوری فقیر بودیم
كاش فقط علی رو داشتیم
..............
زیبا بود و یه خرده دركش سنگین
البته برای من
موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر