تبلیغات
شعروزندگی - شاید

یادمان باشد اگر داس به دستی دیدیم یاس را جایگزینش بکنیم


نویسنده :موسی
تاریخ:سه شنبه 26 دی 1385-11:01 ق.ظ

شاید

شاید آنگونه نباشد که من و تو دیدیم //شاید اینگونه نباشد که که من و تو رفتیم //اینور باغچه شاید که  غباری و نمی می بارد  //آنور باغچه شاید نشود هیچ ملال//شاید اینگونه نباشد که حقیقت پیداست//شاید از منظر ما عشق نباشدچیزی //پول بیچاره ما //پول بیچاره ما //شاید اندر کف بیچاره عرب باشد عشق //من بیچاره بمانم عریان //عربی اسلحه در دست بگوید آمین //شاید این رسم به تاریخ من و تو گرهی دارد و بس؟؟؟


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : حرفهای خودمونی 

Can Pilates make you look taller?
شنبه 18 شهریور 1396 11:00 ب.ظ
Pretty great post. I just stumbled upon your weblog and wished to mention that I
have truly enjoyed surfing around your blog posts.
After all I will be subscribing on your rss feed and I'm hoping you write
once more soon!
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 12:05 ب.ظ
I constantly emailed this blog post page
to all my contacts, for the reason that if like to read it next my contacts will too.
نیلوفر
جمعه 29 دی 1385 08:01 ق.ظ
تاریخ را عوض خواهم كرد
در تفنگ هاشان گل خواهم كاشت
اشك چشمان معصوم كودكم را
با شعر تو پاك خواهم كرد
آذر
پنجشنبه 28 دی 1385 10:01 ق.ظ
سلام و سپاس از اظهار لطف شما من نیز این روزها به نوعی از سیاست گریزانم و بیزار از این همه دغل بازی از این بازی های رندانه و پلشت....
حرف بسیار است اما هر چه كوفتم گویا آب بود در هاون و یا نقشی بر باد...



تا درودی دیگر

آذر .م
آذر .م
چهارشنبه 27 دی 1385 10:01 ق.ظ
ای آمده از میان امواج تردید

در میان تند باد اماها!

وزیده بر تن واژه های توفنده!

تو را چه باید نامیدن؟

اذر.م
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر