تبلیغات
شعروزندگی - غزل

یادمان باشد اگر داس به دستی دیدیم یاس را جایگزینش بکنیم


نویسنده :موسی
تاریخ:جمعه 21 اردیبهشت 1386-05:05 ق.ظ

غزل

TinyPic image

یك مشت غصه دارم در دستهای سیرم

یخ زد طلوع سبزم در غربتی اسیرم

در انتظار شادی یك سینه غم سرودم

 تا یك سبد ترانه از سینه ات بگیرم

هرگز به من ندادند آیین شادمانی

چون قصه تلخ گفتند غمنامه شد خمیرم

خشك آمده ست كشتم سبزینه ای ندارم

كوهی گون به سینه یك آسمان كویرم

در قایقی شكسته در ساحل است چشمم

چشمت نگیر شاید از دوریت نمیرم

در اضطراب محضم از دست نارفیقان

عزلت نشین دردم ای عشق دلپذیرم

                   موسی كلیم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : غزل 

feet problems
جمعه 24 شهریور 1396 07:25 ب.ظ
Right away I am ready to do my breakfast, when having my breakfast
coming yet again to read more news.
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 06:06 ب.ظ
You are so cool! I do not think I've truly read through a single thing like
that before. So good to discover somebody with some original thoughts on this subject.
Really.. many thanks for starting this up. This web site is
something that is needed on the web, someone with a bit of originality!
نیكو
دوشنبه 22 مرداد 1386 01:08 ق.ظ
سلام .........چی بگم به خالق موسی !!!!!!!!!!!!!!!!!این روزها حال هیچ كس خوب نیست كه تو باشی آخه اگر تو موسی هستی ومن داوود به سلیمان عصر باید گفت وای او!قصد جسارت نبود ای كلیم!
اعظم.ش(از گذر گل تا دل...)
جمعه 4 خرداد 1386 01:05 ق.ظ
سلام دوست گرامی
ممنونم كه سر زدین .سعی میكنم كلمه ای رو كه اشاره كرده بودین جایگزین كنم...چون این پستی كه شما در موردش نظر ندادین و اون قبلیش هر دو مربوط به سالها پیش هستند حتما كاستیهای فراوانی دارند كه با نظرات خردمندانه دوستان انشاالله رفع خواهد شد...
باز هم ممنون از راهنماییتون
موفق باشین
رامین(یاشا وطنیم)
پنجشنبه 3 خرداد 1386 11:05 ق.ظ
سلام استاد عزیز
دوباره شعرهایتان بر آمواج دلم توفاتی به پا كرد
منتظر شعرهای بعدیتان هستیم بی صبرانه
راستی برایتان شعرهایم را میفرستم تا نقد كنید
البته بعدا خوشحال میشم راهنماییم كنید
تا بعد خدا نگهدار
ساقی
پنجشنبه 3 خرداد 1386 02:05 ق.ظ
زیبا بود.
اعظم.ش(از گذر گل تا دل...)
پنجشنبه 3 خرداد 1386 01:05 ق.ظ
سلام دوست گرامی
ممنونم كه به وب من سر زدین و حقیقتا عذر خواهی میكنم كه تا این لحظه نظر شما رو ندیده بودم...تاخیر من رو ببخشید...
بسیار خوشحال شدم كه با این مكان اشنا شدم و به شما تبریك می گم بخاطر اینهمه اشعار زیبا اون هم در انواع قالبها...حقیقتا استاد فن هستید و من واقعا خجالت می كشم در این مورد نظر بدم...تنها میتونم بگم دست مریزاد و از شما خواهش كنم تا با نظرات استادانه و خوبتون من رو در بهتر شدن و رفع اشكالات اشعارم كمك كنین..اگر اجازه بدین شما رو در لیست دوستان پیوند كنم..
باز هم مرتب به اینجا سر خواهم زد و استفاده خواهم كرد...
دلتون شاد و موفقیت یار و همراهتون
www.azam-shadkam.com
www.sahargaahan.blogfa.com
//احسان //
سه شنبه 1 خرداد 1386 12:05 ب.ظ
سلام تازه آپ شده ام از راهنمایی های خود بی نصیب نگذارید
احسان // وفاسیز//
دوشنبه 31 اردیبهشت 1386 05:05 ق.ظ
سلام استاد خوشحال میشویم از شعرهای تركی حضرتعالی نیز استفاده كنیم درصورت امكان در وبلاگتون قرار دهید ........
وفاسیز
دوشنبه 31 اردیبهشت 1386 04:05 ق.ظ
سلام استاد وقتی وبلاگ حضرتعالی را دیدم خیلی خوشحال شدم و افسوس می خورم كه ما نتوانسته ایم تا امروز از استادانی چون حاج موسی درگاهی ها استفاده كنیم خیلی عالی بود موفق باشد
صدف
دوشنبه 31 اردیبهشت 1386 12:05 ب.ظ
سلام استاد
به خدا تقریبا هر روز میومدم وبتون
اما باز نمیشد
تازه الان متوجه شدم كه تو قسمت پیوندها اسم وب شمار و اشتباه وارد كردم برا همین وبتون باز نمیشد
در اولین فرصت درست میكنم
شمام زود زود آپ كنید
حیفه این همه غزل زیبا نیست كه محروممون میكنید و فقط ماهی یه بار آپ میكنید؟
شاد باشید استاد عزیز
رامین (یاشا وطنیم)
یکشنبه 30 اردیبهشت 1386 06:05 ق.ظ
سلام به خدمت استاد عزیز درگاهی
استاد من رامین پسر(م.د)هستم
اشعارتان متحولم كرد من حقیر تر از آنم كه در مورد چنین اشعاری اظهار نظر كنم
فقط میتوانم از باغچه ی كوچك شهر احساسم چند شاخه گل تقدیمتان كنم و بس

(کاش می شد عشق همکاری کند * روز و شب در بی کسی یاری کند)
(کاش می شد قلب این حس غریب * اندکی با غصه هم کاری کند)
(کاش می شد چشم های لاله گون * بهر هر زخمی وفا داری کند )
(کاش می شد این هوای بی کسی * لحظه ای بر وفق ما كاری کند )
(کاش می شد دستهای مهربان * از برای زخم دلداری کند )
(کاش می شد هر چه رنگ غفلت است * پشت درب خستگی زاری کند )
لیلی
یکشنبه 30 اردیبهشت 1386 01:05 ق.ظ
اقای كلیم گردش قلم شما مرا از زیبایی شعرها یتا ن به حیرت میاندازت هر روز تواناتر باشید
امیر#آریایی#
یکشنبه 30 اردیبهشت 1386 12:05 ب.ظ
نه به ابر نه به باد نه به ان آبی آرام بلند .. من به این جمله نمی اندیشم به تو می اندیشم .. ای سرا پا همه خوبی تك و تنها به تو می اندیشم
امیر#آریایی#
یکشنبه 30 اردیبهشت 1386 09:05 ق.ظ
هم نفس در خلوت تنهائیم، تنها صدای قلب من آهسته و غمگین
می شود انبوهی از دل ساخت، غمها را در آن گم كرد
میشود كاشانه ای از عشق ساخت
یك درخت دوستی در آن نشاند
رشته های دل به آن پیوند زد
تا در آن ، من با تو و ما با شما، عشق را قسمت كنیم
همدلیها، پایه كاشانه مان
همزبانیها در و دیوار آن
سقف این كاشانه را با چلچراغ چشمها روشن كنیم
صحن این كاشانه را با مهر هم گلشن كنیم
می شود كاشامان سرسبز با این همزبانی، همدلی
حرف من با حرف تو با حرف او با حرف ما حرف شما
واژه ای سازد به نام زندگی
زندگی ها را در آن كاشانه معنا می كنیم
#پیمان
جمعه 28 اردیبهشت 1386 01:05 ق.ظ
سلام به استاد خوبه خودم آقای در گاهی تو را خدا ول كنید به خدا امیر داشت از ناراحتی داشت میمرد می خواست وبلاگش را حذف كند من نذاشتم اصلا من تاربخ گذشته من هستم من فاسدم بابا از شما بعید است بابا شما ها كه بزرگان این شهر به هستید
مریم
جمعه 28 اردیبهشت 1386 08:05 ق.ظ
سلام
وب جالبی داری
موفق باشی
به ما هم سری بیزن
مهسا
جمعه 28 اردیبهشت 1386 03:05 ق.ظ
سلام
شعرتون قشنگ بود
اطلاعات چندانی ندارم كه بخوام انتقاد یا پیشنهاد كنم
شاید شما راجع به اپ كه كردم درست بگین اما این شعر از من نیست مال دكتر شاهكار بینش پژوه
پورمحمد
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1386 06:05 ق.ظ
راستی آقا موسی چرا درقسمت نظرات آدرس وبلاگ دوستانی كه نظر می دهند ثبت نمی شود؟
گاهی با مطالعه نظرات دوستان میخوایم سری به خانه شان بزنیم نمی توانیم دراین هم تجدیدنظركنید ممنونم
پورمحمد
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1386 06:05 ق.ظ
سروده ات زیبا بود. اما نظرت قابل تجدیدنظر.
عزیزم انسان دستمال كاغذی نیست كه تاریخ مصرف داشته باشد.مگر امثال شما نسروده اند: رسدآدمی به جایی كه به جزخدانبیند؟؟
اگر شریعتی رادرنوجوانی خوانده اید مرورش كنید نه بادیدادبی بلكه جامعه شناسی سیاسی ومذهبی ونیزفلسفه ی سیاسی.
ضمنا به اصول ترمودینامیك وتبدیل ماده به انرژی ودرآمدن ازحالتی به حالت دیگر نظری بیفكن.هیچ چیز نابود نمی شود حتی ماده.
زنده باشیدتا باز بسرایید
پیمان محمدولیزاده
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1386 11:05 ق.ظ
سلام به نام خدایی كه كودكان گرسنه را عادت به شكركردن داده است خوبی حاجی چه خبر نیستی كم پیدایی حاجی منهمتو دستامیك مشت غصه دارم من هم درانتظارشادیم ببین حاجی وبلاگم راعوض كردم نظر یادت نره

به امید ازادی ایران و رسیدن به تمام ارزوها


یاشا موسی كلیم
mahsa
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1386 12:05 ب.ظ
سلام
بسیار زیبا و دلنشین
خیلی به دلم نشست
موفق باشید
امیر#آریایی#
سه شنبه 25 اردیبهشت 1386 10:05 ق.ظ
سلام استاد عزیزم آپم سرافرازم كنید
امیر #آریایی#
دوشنبه 24 اردیبهشت 1386 04:05 ق.ظ
خوب دیگه ریش و قیچی دست خودتون من پای حرف شما هیچی حرفی نمیتونم بزنم اون موضوع رو هم كمی قاطی كردم خوب بگذزیم حالا اگه شما امر بفرمایید من میشم اسماعیل شما بشید ابراهیم سرم هم ببرید باز روم و بر نمیگردونم
چون به خدا شما رو هم مثل آقای پور محمد دوست دارم
واما در مورد مطلبتون آقای در گاهی تو رو خدا اینقدر شعرای غمگین ننویسسید به خدا آدم دغ مرگ میشه ... البته حق هم دارید چون با تاریخ غمگینی كه ما داریم باید هم اینچنین شعر ایی بنویسیم ولی جون من ایندفعه یه شعری بنویسید كه غمگین نباشه
همیشه با یادتون هستم
امیر #آریایی#
دوشنبه 24 اردیبهشت 1386 04:05 ق.ظ
سلام استاد عزیزم .. نمی خوام در مورد اون موضوع گذشته حرفی بزنم خوب شاید شما بگید من جوونم و هنوز خام هستم و خیلی مونده تا بعضی چیزا رو بفهمم شایدم درست باشه ولی آقای درگاهی به خدا تقصیر از من نیست تقصیر از دله .. آخه میدونید چرا به خدا من طاقت ندارم كسی بدون هیچ علتی دكتر شریعتی رو واسه ی هیچ و
پوچ نقد كنه خوب شما خودتون قضاوت كنید ... شما جای من بودید چی كار میكردید آقای درگاهی به قرآن شریعتی انسان نبود چون یك انسان اونطور عقایدی رو نمیتونه با خودش به یدك بكشه . به قول وحید عزیز دكتر شریعتی صد سال شایدم بیشتر زودتر ازز زمان خودش اومده بود
مریم
دوشنبه 24 اردیبهشت 1386 11:05 ق.ظ
با سلام خدمت استاد محترم شعرتون به دل میشینه // گویی هر انچه درد و بلا افریده اند //تنها به خاطر دل ما افریده اند/ صاحبدل اختیار دل خود نداشته است// تا دلبران ماه لقا افریده اند // براتون سلامت و سعادت ارزو میكنم
یاسی
یکشنبه 23 اردیبهشت 1386 12:05 ب.ظ
سلام.نمی دونم چی باید بگم فقط می تونم بگم ای ول .دست مریزاد.منتظر اشعار بعدیت بی صبرانه هستم .موفق باشید
موسی كلیم
شنبه 22 اردیبهشت 1386 11:05 ق.ظ
سلام دوست من
سمیرا
از اینكه لطف كرده به من سر می زنید بسیار خوشحال هستم و از تعریفتون ممنون
اما اینكه در ویژنامه دانشگاه از شعر های من استفاده می كنید با ذكر نام چه اشكالی دارد و لطفا كدوم دانشگاه
اگر سایتی یا وبلاگی برای دانشگاه یا نشریه دارید عنایت فرمایید//ممنون
سمیرا
شنبه 22 اردیبهشت 1386 05:05 ق.ظ
با سلام
من از ته دل به شما تبریك می گم كه این چنین جالب شعر می گین من بااجازه تون گاهی از شعراتون در ویژه نامه ای كه در دانشگاه می زنیم استفاده می كنم خیلی استقبال می شه .ممنون
گل گریه
جمعه 21 اردیبهشت 1386 11:05 ق.ظ
سلام


بسیار زیبا بود

ممنون كه خبر كردید

موفق باشید

مریم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر