تبلیغات
شعروزندگی - چایی عشق مرا دم می کنید؟

یادمان باشد اگر داس به دستی دیدیم یاس را جایگزینش بکنیم


نویسنده :موسی
تاریخ:پنجشنبه 13 دی 1386-01:01 ب.ظ

چایی عشق مرا دم می کنید؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : مثنوی 

Can you grow taller with exercise?
دوشنبه 27 شهریور 1396 11:03 ب.ظ
Good day very cool website!! Man .. Excellent .. Superb ..
I'll bookmark your web site and take the feeds additionally?

I am satisfied to seek out so many helpful information right here in the publish, we need develop more strategies in this regard,
thanks for sharing. . . . . .
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 10:06 ق.ظ
There is certainly a great deal to learn about this topic.
I love all the points you've made.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 08:28 ب.ظ
Why users still make use of to read news papers when in this technological globe the whole thing is
existing on net?
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 02:41 ب.ظ
Hey just wanted to give you a quick heads up. The words in your article seem to be running off the screen in Ie.
I'm not sure if this is a format issue or something to do with
internet browser compatibility but I thought I'd post
to let you know. The layout look great though! Hope you get the issue solved soon.
Kudos
فرزانه شیدا
یکشنبه 28 بهمن 1386 11:02 ق.ظ
اشعار شما براستی زیبا عمیق ودوست داشتنی ست
قلمت جاری روحت سبز روزگار برشما خوش باد

وتقدیم به رسم شیدائی در زندگی روزگار وعشق

http://www.harunyahya.org/cocuklar/pictures/wallpaper1024/rose.jpg
ابهام
چهارشنبه 10 بهمن 1386 10:01 ق.ظ
سلام موسی جان. حال و احوال استاد گرامی
پیمان
چهارشنبه 10 بهمن 1386 08:01 ق.ظ
سلام حاجی


حاجی خیلی دیر آپ می كنی آپش كنم منتظرم

ممنون
وحید
چهارشنبه 10 بهمن 1386 03:01 ق.ظ
باسلام
من آپ کرده ام اگر تشریف بیارید خوشحال می شوم.نظر یادتون نره
یا علی
azar
دوشنبه 8 بهمن 1386 09:01 ق.ظ
سر میذارم رو شونه ی خاطره ها

به عکس توی قاب میگم گریه کنان

تو رو به جون رازقی

به جون این قلم قسم

پیشم بمو ن

به کی بگم که لحظه هام

بیتو نمیرسن دیگه

به هیچ فردای دیگه

[گل]آذر .میم
اذر.میم
جمعه 5 بهمن 1386 01:01 ق.ظ
جالب بود
موید باشید

الف/میم/افتاب
مهدی
چهارشنبه 3 بهمن 1386 11:01 ق.ظ
زندگی کردن من مردن تدریجی بود

هرچه جان کند تنم عمر حسابش کردند...

سلام
من به روزم
خوشحال میشم تشریف بیارید
سوته دلان
نسترن
سه شنبه 2 بهمن 1386 07:01 ق.ظ
سلام ممنونم كه به منم سر زدین. چشم فونت نوشته هایم را تغییر میدهم در ضمن وبلاگتون عالیه شعر هاتون هم خیلی به دل میشینه موفق باشید.
مهرنوش
سه شنبه 2 بهمن 1386 12:01 ب.ظ
سلام به آقا موسی

از اینكه به وبلاگم سر زدی ممنونم

من دقیقا نمیدونم چی شده

واسه همین جوابی ندارم بهتره این مسئله رو با خودش در میون بذاری


شــــــــــــــــــــاد باشی

بدروووووووووووووود
پورمحمد
دوشنبه 1 بهمن 1386 10:01 ق.ظ
بروز نیستید؟ چایی رادم کردند؟خوردند؟ منتظر بروزشدنتان هستیم.

اعظم.ش(از گذر گل تا دل...)
یکشنبه 30 دی 1386 10:01 ق.ظ
سلام دوست بامحبت«گل»
ممنونم از همه لطف و مهربانیتون...
البته فرمایش شما صحیحه ...ولی گاهی وقفه ها و سكوتها و نبودنها شاید به بلوغی تكامل یافته تر منجر بشه ...
قطعا سعی خواهم كرد تا در این مدت بیشتر مطالعه كنم...
و برخواهم گشت...البته نه حالا ..ولی نه خیلی دیر...

قلبا براتون ارزوی موفقیت و سلامت می كنم..
شاد باشین
نسرین
شنبه 29 دی 1386 05:01 ق.ظ
سلام
ممنون از اینكه سر زدید
اومدم دعوت كنم شعر جدیدمو بخونید و این بار برای شعر حرف بزنید
سبز باشی
m.j 0111 afagh
چهارشنبه 26 دی 1386 06:01 ق.ظ
salam
mashala kheyli tarafdar dariya !!! man ke akhar nafahmidam u chand salete o shoghlet chiye
gofti khodet peyda kon , vali man na2nestam
age doost dashti behem begoo

age daneshgah tadris mikoni kheyli doost daram bedoonam koja !! age ghabel doonesti behem begoo

rasti , mokhatabe sherat kian ?? baraye kase khasi sher migi ya na?
khoshhal misham ke be tak tak soalam javab bedi

man up kardam , montazeram
فرانک
چهارشنبه 26 دی 1386 12:01 ب.ظ
نظر قبلی قبل از کامل شدن ذخیره شد حالا کاملش می کنم من فکر می کنم بهترین تعریف از یک شعر اینه :ابیاتی که به دلت می شینه رو بیان کنی که منم همین کارو کردم موفق باشید دوست گرامی
فرانک
سه شنبه 25 دی 1386 11:01 ق.ظ
ستهایم بوی گندم می دهند

چشمهایم بوی مردم می دهند

مردمان در حسرت عشقند باز

نیست دستان كسی زخمه نواز

مهربانیها همه پوسیده است

خارها درسینه ها روییده است

من گلویم مرد دفنش می كنید ؟

جان مولا دفن و كفنش می كنید ؟
فکر می
اعظم.ش(از گذر گل تا دل...)
سه شنبه 25 دی 1386 12:01 ب.ظ
سلام دوست بامحبت«گل»
ممنونم از لطف و محبتتون و سپاسگزارم از راهنمایی و توضیحات مفیدی كه در مورد شعرم نوشتین... واقعا ممنونم...
دوست من ! از دنیای مجازی خسته ام و دیگه جای موندنم نیست...بیشتر موندن برابره با زمخت و سخت شدن روح لطیف شعرم...دلم نمی خواد از اشعارم تعابیر خاص بشه...

شاید مدتهای مدیدی طول بكشه تا یه روزی برگردم ...ولی حالا نه...

براتون ارزوی موفقیت می كنم...


همیشه شاد باشین و سرافراز

بدرود
شنبه 22 دی 1386 06:01 ق.ظ
www.journalist110.blogfa.com
خودت پیدا كن
شنبه 22 دی 1386 06:01 ق.ظ
وبم در قبلیه آدرسش درست نیومده بود
خودت پیدا كن
شنبه 22 دی 1386 06:01 ق.ظ
دعا كن اشتباه نكنم اگر همون موسی باشی كه من می خوام دوستت دارم اگر آن نبودی به خاطر همان موسی باز دوست دارم
نمی گم شعرات قشنگه چون من خودم رو اهل فن نمی دونم فقط می گم موفق باشی
اعظم.ش
شنبه 22 دی 1386 01:01 ق.ظ
علاوه بر اینها ..دوست من !
شعر سفارشی رو کسی می گه که یا صله و درهم بگیر باشه یا ذینفع...که هیچ کدوم از اینها در مورد من صدق نمی کنه...
الفاظ هم در دنیای مجازی متفاوت و البته شبیه دنیای واقعی هستن...من بارها گفتم که سخنها و وازه هام واقعی هستن...هر چند دیگران ممکنه در راستای فکر و قصد خود برداشتهای دیگری کنن...در مورد محرم هم باید بگم چیزهایی كه در شعرم گفتم از كودكی دیدم و خاطراتش برام دلنشین بود كه نوشتم والا من توضیح دادم كه محرم فقط سیاه پوشیدن نیست...
به هر حال شما همیشه استاد و راهنمای من هستین و همیشه هم خوشحال میشم که نظرات صریح و کارشناسانه تون رو داشته باشم...
اعظم.ش
شنبه 22 دی 1386 01:01 ق.ظ
ادامه:
ضمنا دوست من ! من عادت دارم صریح صحبت می كنم و همیشه در پیش رو و نه پشت سر افراد حرف می زنم...از نظر قبلیتون كه گفته بودین سفارشی شعر می گم كمی دلگیر شده بودم..حداقل از شما كه شناخت بیشتری از بنده دارین این توقع رو نداشتم...من از دیدن یك گل یا منظره یا فقر و..و...انگیزه می گیرم و شعر می گم ..و نیز از حرفهای دیگران...مگر نه اینكه خود شما این انگیزه و ایده رو به من یاداور شدین كه می تونم در اشعارم از شیمی و لغات پزشكی و حقوقی استفاده كنم...پس این استفاده از گفتار دیگران بعنوان انگیزه و ایده محسوب میشه نه سفارش...
اعظم.ش(از گذر گل تا دل...)
شنبه 22 دی 1386 01:01 ق.ظ
سلام دوست من(گل)
ممنونم که لطف می کنین و سر می زنین...البته من همیشه سر می زنم...
براتون همواره ارزوی موفقیت می کنم...
شاد باشین
بدرود
غلام قمر
پنجشنبه 20 دی 1386 09:01 ق.ظ
سلام

عالی بود

فرا رسیدن محرم تسلیت !

سر بزن خوشحال میشم

غلام قمر
مریم
پنجشنبه 20 دی 1386 09:01 ق.ظ
سلام واقعا زیبا نوشته اید موفق باشید وشاد
سانیاس
سه شنبه 18 دی 1386 12:01 ب.ظ
ساز ربنای ملکوت را آهسته مینوازم

تا برهانم خود را

از انتظار...

و عبور دهم ذات قطره تنم را

به آرامگاهی که هیچکس خفته نیست
پورمحمد 3
دوشنبه 17 دی 1386 12:01 ب.ظ
درنوشتن شعرسهراب اشتباه تایپی صورتگرفت:
من اناری را می کنم دانه
وبه دل می گویم
خوب بود این مردم دانه های دلشان پیدابود

من به جای خوب بود نوشته بودم: خوب وبد پوزش./.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30