تبلیغات
شعروزندگی - برای روح مادرم

یادمان باشد اگر داس به دستی دیدیم یاس را جایگزینش بکنیم


نویسنده :موسی
تاریخ:سه شنبه 4 تیر 1387-03:06 ق.ظ

برای روح مادرم

سلام با آرزوی سلامتی به تمام مادران و زنان

و گرامیداشت مقام والای زن این لطیفترین نمک

زندگی بشری؛ قرنها مادر زمان را در کول خود

می کشد تا زمان استعداد ایستادن داشته باشد.

به یاد مادرم که چشمهایش همیشه نگرانم بود

******************

رفته بودم سر قبر

من و او بی کس و تنها بودیم

برکت گم شده بود

آسمان می نالید

و دلم بی تکیه

و کمی هم سنگین

خشک لب خسته و خاموش به خود می پیچید

مادرم تنها بود

پسرش تنها تر

دست بردم که بگیرم زلفش

آسمانها غرید

ابر هم بخشش خود را ول کرد

سادگی رنگ خودش را به نمایش بگذاشت

من فقط نالیدم

آه مادر

 

                                      موسی کلیم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : شعر نو 

How does Achilles tendonitis occur?
یکشنبه 26 شهریور 1396 08:06 ب.ظ
This text is worth everyone's attention. When can I find out more?
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 07:54 ق.ظ
This is a topic that is near to my heart... Take care!
Where are your contact details though?
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:41 ب.ظ
You ought to be a part of a contest for one of the most useful
blogs on the net. I most certainly will recommend this site!
دوشنبه 10 بهمن 1390 03:05 ب.ظ
زیباست خداوند روح همه مادران اسیر خاك را شاد وقرین رحمت كند
سیاوش
شنبه 5 مرداد 1387 10:07 ق.ظ
سلام استاد
عالی بود.
من هم نالیدم . . .
رویا ابراهیمی
چهارشنبه 2 مرداد 1387 10:07 ق.ظ
ممنون دوست من شما همیشه مهربانید ولطف دارید منتظر پست جدیدتون هستم
رویا ابراهیمی
چهارشنبه 2 مرداد 1387 10:07 ق.ظ
ممنون دوست من شما همیشه مهربانید ولطف دارید منتظر پست جدیدتون هستم
مریم.ف.
سه شنبه 1 مرداد 1387 03:07 ق.ظ
آپ شد.


یا حق!
قادر زوارقی
دوشنبه 31 تیر 1387 04:07 ق.ظ
با سلام مرا خیلی غمگین كردی آخه خیلی مادر مهربانی بود وخدارحمت كند دوست گرامیش را كه اورا میگفت (اوك...)
متشكرم از شعر زیبایتان
موفق باشی برادر بزرگوار
azar
جمعه 28 تیر 1387 08:07 ق.ظ
صبح تازه چشمهام رو باز کرده بودم خسته



از یکی دوروزی که به علت فوت اقوام و



بستگان در بهشت زهرا وقم بودم، تلفن زنگ



خورد گوشی را برداشتم برادرم بودگفت:آذر



خسرو شکیبائی در گذشت


فقدان این عزیز بزرگوار این فخر سینما و تئاتر ایران رو به تمامی

عزیزان تسلیت میگم

گلی زگلستان هستی كم شد******بر خیز ببین دنیا برایم سرای ماتم شد


آذر.م

[گل]
صمد
جمعه 28 تیر 1387 04:07 ق.ظ
یا حق
azar
سه شنبه 25 تیر 1387 09:07 ق.ظ
نمیدونم به چه زبانی از حمایتها و صبوری های بیدریغت تشكر كنم....بی شك این از عهدهی قلم منخارج است فقط میتونم بگم به خاطر تحمل من ممنون..
آذر
صدف
سه شنبه 25 تیر 1387 12:07 ق.ظ
سلام استاد
خدا رحمت كنه مادرتون رو...
روزتون مبارك باشه
با ارزوی خوشبختی...
طیبه
دوشنبه 24 تیر 1387 05:07 ق.ظ
سلام
آخه تو نظر قبلی گفتین :
به سلامتی معلم ادبیات و چشمهایش آخه ما هم هستیم گفتم شاید معلم ادبیات هستید كه گفتید آخه ما هم هستیم
بعدشم حرفام سجع داشت دیگه
درس شیرینم حس آمیزی داشت دیگه گفتم شاید معلمهای ادبیات نمره هم بدن به آرایه های ادبی
در مورد لینك هم انگار قاطی كرده وبلا گم چون عكس هم نمی یاد ولی امروز انقدر بهش ور میرم تا شما دیگه دعوام نكنی
رویا ابراهیمی
پنجشنبه 20 تیر 1387 04:07 ق.ظ
سلام شاید بین شاعرها من جز معدود كسانی باشم كه شعرها را می خوانم وبعد نظر می دهم من حتی غزل پست قبلی را هم خواندم در هر حال موفق باشید
مریم.ف.
پنجشنبه 20 تیر 1387 01:07 ق.ظ
با یك متن از او ... وبلاگ به روز شد .



یا حق!
مسافر
پنجشنبه 20 تیر 1387 12:07 ق.ظ
http://www.rangebaran.blogfa.com/وبلاگ هادی
رویا ابراهیمی
پنجشنبه 20 تیر 1387 09:07 ق.ظ
خدا رحمت كند
من رو به یاد ماردم انداختید كه صدها كیلومتر از او دورم ممنون بزرگوار
دلخون
پنجشنبه 20 تیر 1387 07:07 ق.ظ
سلام به جناب موسی كلیم
خواندم دلتنگی هایت را بر آرامگه مادر
مادر این نمك و بركت زندگی
دست مریزاد
تنها یك كلام بگویمت و آن اینكه : آنگه كه در طلب زلف مادر بودی و خواندم آن واژه های دلتنگی را با تار های مانده در شانه های مادر خویش یاد مادرم دو چندان در دلم موج زد و دلتنگ تر از قبل دلتنگ شدم آنان را...آخه آنگاه كه می رفته به اوج منش تارزلفی به یاد مان نزد خود نگاه داشتم و با آن تار وجود نازنینش را همیشه همراه خود دارم..هرچند روحش همیشه همراه من است تار زلفش نیز همراه من است....
با دلنوشته آتش هوشیاری چشم براه بیا
گل گریه
سه شنبه 18 تیر 1387 07:07 ق.ظ
سلام

ممنون از حضور شما

و مثل همیشه زیبا

همیشگی باشید

مریم
دوست
سه شنبه 18 تیر 1387 12:07 ق.ظ
آقا یك نظر خصوصی داری
طیبه
سه شنبه 18 تیر 1387 12:07 ق.ظ
سلام معلم درس شیرین (حس آمیزی رو ببین نمره میدین (سجعو كه دیگه نگو ))
معلم ادبیاتا همه رو بچه می بینن چه طور شده
لینكتون كردم
مریم.ف.
دوشنبه 17 تیر 1387 01:07 ق.ظ
حرف های زیادی در ذهنم می رقصند !



یا حق!
مژده
یکشنبه 16 تیر 1387 10:07 ق.ظ
سلام به با معرفت ترین ادم دنیا

وبلاگت مثل همیشه عالیه .دعا كن وبلاگ منم مثل وبلگ تو قشنگ بشه
مریم.ف.
پنجشنبه 13 تیر 1387 03:07 ق.ظ
مرسی.

حق آب و گل و كهنه كاری ...

از نظر خودم نیستم.


چند خط نوشتم.



یا حق!
اعظم.ش
سه شنبه 11 تیر 1387 01:07 ق.ظ
سلام دوست بامحبت(گل)
ممنونم كه لطف می كنین و همیشه سر میزنین و البته راهنمایی می كنین...

مادر ...احساستون رو خوب بر صفحه اوردین...
ارزو میكنم همواره روزگار خوشی رو بگذرونین و سربلند باشین...

منتظر پستهای بعدیتون هستم..

شاد باشین
مریم.ف.
سه شنبه 11 تیر 1387 09:07 ق.ظ
مادر ....



یا حق!
azar
سه شنبه 11 تیر 1387 08:07 ق.ظ
به بهانه ی هفته ی مبارزه با مواد مخدر که بیداد میکند درین وانفسا در جامعه ...
چه کسی باید رین راه اقدام به برداشتن گامهای اساسی بنماید آنچه ویران شده فرهنگیست که از درون تهیست و سالیان بیشتری نیاز به ترمیمم ومرمت دارد ...
جوانان در عرصه های مختلف مدالهای المپیاد کسب میکنند و فخر افرینند و اما درصد قابل ملاحظه ای از آنان نامشان در حالی که راه میروند از صفحه ی زندگی حذف شده آن هم چه قدر نا عادلانه .
من تو اما چه باید بکنیم جز حرف زدن تو بگو که میدانی ....تو بگو که از جنس انسانیت فراموش شده ای..
من این روزها نامم را نیز خوب به خاطر نمی آورم


الف.میم
میترا موسوی
یکشنبه 9 تیر 1387 10:06 ق.ظ
تاج از فرق فلک برداشتن جاودان آ ن تاج بر سر داشتن


در بهشت آرزو ره یافتن هرنفس شهدی به ساغر داشتن


روز در انواع نعمتها و ناز شب بتی چون ماه در بر داشتن


صبح از بام جهان چون آفتاب روی گیتی را منور داشتن


شامگه چون ماه رویا آفرین ناز بر افلاک و اختر داشتن


چون صبا در مزرعه سبز فلک بال در بال کبوتر داشتن


حشمت وجاه سلیمان یافتن شوكت و فر سكندر داشتن


تا ابد در اوج قدرت زیستن ملك هستی را مسخر داشتن


بر تو ارزانی كه ما را خوشتر است لذت یك لحظه مادر داشتن




شعراز : فریدون مشیری

موسی
یکشنبه 9 تیر 1387 09:06 ق.ظ
سلام
در مورد نظر بابك عزیز كه منهم ای كاش می كنم كه بابك باشد و قابل شناسایی
ممنون از اینكه اظهار لطف كرده ای در مورد پدر و مادرم
اما ای كاشت خیلی حرفها داشت
ظاهر و باطن را هم لابد خیلی می شناسی اما هر كسی هستی برایت آرزوی توفیق و شجاعت و رسالت می نمایم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30