تبلیغات
شعروزندگی - آرزوها چقدر متقاوت هستند ؟

یادمان باشد اگر داس به دستی دیدیم یاس را جایگزینش بکنیم


نویسنده :موسی
تاریخ:دوشنبه 5 مهر 1389-08:35 ق.ظ

آرزوها چقدر متقاوت هستند ؟

 

سلام دوستان بسیار عزیزم

همانطور که در پست قبلی گفتم همچنان خشکم

برای شما عزیزان خاطره ای دارم که در ذیل می خوانید

دوستی دارم که قاضی است  انصافا هم قاضی با مرام ,منصف , اهل دل وقابل احترامی است تعریف می کرد:

پسر کوچکم با یکی از همکلاسی های خود به نام شهرام که دو تا کوچه پایین تر از ما خانه دارند رفاقتی دارد. به قول این روزی ها هوای همدیگر را دارند مسیر دبستان را با هم می روند و با هم می آیند .

پدر شهرام راننده دامپر است وآدم با صفا و خوش قلب و مهربان و زحمت کش و خیلی هم خانواده دوست و مدام به همراه خانواده با همان دامپر که وسیله معاش هم هست به تفریح و پارک و گردش و مهمانی می روند و ما نیز به لحاظ شغلی قادر نیستیم از حیاط هم بیرون برویم و این آقا شهرام هم هر روز از گردش های خود و خانواده اش به پسر من تعریف می کند

یکی از روزهای همین تابستان دیدم پسرم بعد از ناهار خیلی مغموم هست چند بار پرسیدم چیزی نگفت بعد از اصرار زیاد گفت :پدر چرا ما مثل خانواده شهرام نمی توانیم شبها به پارک برویم  و تفریح کنیم ؟

من با همه دانش خود خواستم  توضیح بدهم که شرایط من با شرایط پدر شهرام فرق می کند وشغل من ایجاب نمی کند که ............پسرم نگذاشت جملاتم تمام شود با حالتی قهر آلود گفت:پدر کاش شما هم راننده دامپر بودی

 

 

آرزوها چقدر متقاوت هستند ؟




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


choc
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 03:14 ب.ظ
Wonderful site. A lot of helpful info here. I am sending it to a
few pals ans also sharing in delicious. And certainly,
thank you in your effort!
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 09:58 ق.ظ
Hello! Someone in my Myspace group shared this website with
us so I came to look it over. I'm definitely enjoying the information. I'm book-marking and will
be tweeting this to my followers! Superb blog and fantastic
design and style.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 05:16 ب.ظ
Hi friends, good paragraph and fastidious urging commented here,
I am actually enjoying by these.
هرگل
شنبه 20 آذر 1389 07:08 ق.ظ
کاش ما هم دامپر داشتیم

داداش من همیشه تا هوس چیزی میکنه میگه آبجی ما پولدار شدیم حالا که برم به بابا بگم واسم فلان چیز رو بخره............
مجید
شنبه 10 مهر 1389 01:28 ب.ظ
جالب بود و عبرت انگیز ولی در هر شرایطی باید حقوق خانواده محترم شمرده شود
كریم چایچی
پنجشنبه 8 مهر 1389 08:58 ب.ظ
سلاملار اوستاد
منجه موتلولوقون هچ آدرسی یوخدو اونا فورمولدا یازماق اولماز یاشماق یاشماقدیر و بو نو یازیق كی گئج دوشونولور... امما سیز یاشامایسز
پورمحمد
سه شنبه 6 مهر 1389 08:44 ق.ظ
سلام
درودبرشما
این بخشی ازواقعیت های تلخ زندگی است.نمی دانم درخارج وضع قاضی وقضات چگونه است اما درایران کمی هم خودافراد بنابرسنت ها و محدودیت های خودساخته برای خودوخانواده مشکل ایجادمی کنند.البته دوست شما می تواندازپارک شهرهای نزدیک محل زندگی خوداستفاده کند. ضمنا تصورنکندکه مردم مراقب اوهستند .
توران
دوشنبه 5 مهر 1389 12:03 ب.ظ
سلام استاد
بچه ها توجه میخواهند مخصوصا از پدر و مادر. از همان کودکی به آزادی میاندیشند واین یک توقع از پدر ومادراست.. شغل و مقام مد نظر نیست و شادی کودکانه ، فضای خارج از خانه را میطلبد . که خانه برای او قفس است.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر